محمد على مجاهدى

371

كاروان شعر عاشورايى ( فارسي )

انيس و شفيق و كليهء اهل ادب را خير جليس . . . اما خاتمهء حال خيريت مآل او اين كه در جمادى الاولى سنهء يك هزار و سيصد و سه از كرمانشاه نوشته بودند كه خان سلطانى در ماه قبل به رحمت الهى و اصل شد - رحمة اللّه عليه - و اين فقير در ماده تاريخش گفته‌ام : « سلطان شهيد ، يار با سلطانىست » و « سلطان شهيدان شفيع سلطانى باد ! » . . . در ماده تاريخ اول ، مراد از سلطان شهيد ، ناصر الدين شاه قاجار مىباشد . در باغ هزار گل ( تذكرهء سخنوران كرمانشاهان ) آمده است : « . . . او داراى حافظه‌اى بسيار قوى بود به طورى كه اگر مطلبى را يك بار مىخواند يا مىشنيد آن را به خاطر مىسپرد و بيش از چهل هزار بيت شعر عربى و فارسى را از بر داشت . در حسن خط نيز شهره بود و به طورى كه نوشته‌اند اشعارش در حدود هفتاد هزار بيت مىباشد . آثار منظوم و منثور سلطانى عبارتند از : 1 . ضياء الفرقدين : مثنوى در بحر رمل در حدود 5 هزار بيت در مصيبت سيد الشهداء حسين بن على ( ع ) . 2 . حديقة الاعجاز : مثنوى در بحر خفيف مشتمل بر مناقب حضرت مولا على ( ع ) . 3 . هفت اورنگ : مثنوى در بحر خفيف در حدود 5 هزار بيت شامل هفت مجلس بهرام‌گور . 4 . قصهء عجيب و غريب : در داستان هزار و يكشب در حدود 9 هزار بيت در بحر تقارب . 5 . غزليات ، مثنويات و مراثى . 6 . مثنوى مينوسر : در ذكر مصيبت امام حسين در بحر تقارب . 7 . ليلى و مجنون : به طرز نظامى و امير خسرو . 8 . ديوان قصايد : در حدود بيست و پنج هزار بيت . 9 . گلستان مراد : در مدايح دولتمردان . 10 . بحر البكاء : در سوگ سرور آزادگان جهان حسين بن على ( ع ) . 11 . بدايع الوقايع : در تاريخ وقايع جهان . 12 . طراز البيان : ترجمهء تاريخ ابن خلّكان . 13 . درّة السلطانيه : در تاريخ آل عثمان . 14 . تصحيح ديوان امير معزى .